و پدربزرگ پیر در ابتدا تجلیل داشت، چهره ای خنده دار داشت. وای، چه نوه ای واقعا سینه تنه. آه، چه قدر گونه می کشد، من غاز می کنم.
ویجی| 24 چند روز قبل
بمب... دختر.
رایان| 57 چند روز قبل
دختر مقصر بود و پدرش او را از استفاده از وسایل منع کرد. اما چه مردی می تواند در برابر مکیده شدن دیک مقاومت کند؟ نه مرد! و این عوضی فوراً گاو نر را از شاخ یا بهتر بگوییم فلفل گرفت. و تمام شد - اراده پدرم برای سخت گیری فوراً محو شد و او آن را مانند یک فاحشه معمولی به او داد. از طرفی همه چیز خوب پیش رفت. حالا هر وقت بخواهد می تواند آن دختر شلخته را لعنت کند!
و پدربزرگ پیر در ابتدا تجلیل داشت، چهره ای خنده دار داشت. وای، چه نوه ای واقعا سینه تنه. آه، چه قدر گونه می کشد، من غاز می کنم.
بمب... دختر.
دختر مقصر بود و پدرش او را از استفاده از وسایل منع کرد. اما چه مردی می تواند در برابر مکیده شدن دیک مقاومت کند؟ نه مرد! و این عوضی فوراً گاو نر را از شاخ یا بهتر بگوییم فلفل گرفت. و تمام شد - اراده پدرم برای سخت گیری فوراً محو شد و او آن را مانند یک فاحشه معمولی به او داد. از طرفی همه چیز خوب پیش رفت. حالا هر وقت بخواهد می تواند آن دختر شلخته را لعنت کند!